۳۰۵. 

داییمم میگه یه همکلاسی داشتیم اسمش رحمان رحیمی بود!

هیچ وقت، هیچ کس اونو به اسم خودش صدا نمیکرد!

همه بهش میگفتن بسم الله...:))